سيد محمد باقر برقعى

56

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

از جفاى آن ، شاه شاهدان ، ناخداى صبر ، گشته ناتوان * كشتى غمش ، در محيط جان ، تا صبح حشر ، لنگرى كند تو نديده‌اى تركتاز عشق ، تو نگشته‌اى ، جانگداز عشق * هركجا نشست ، شاه‌باز عشق ، جبرئيل عقل ، شهپرى كند من برى ز خويشتن ، گشتمى و كيش ، مايل صنم طالب كشش * گو ، بشيخ شهر ، آن به چهره بيش ، قصهء مرا مشترى كند در جهاد نفس هركه پايدار ، در طريق عشق هركه بردبار * وانكه بهر يار سر نهد بدار ، بر سران عشق سرورى كند گو تخلّصم زين غزل ميا ، بزم شه كجا درخور گدا * مويش ار شود ، در كفم رها ، طبع من مدام شاعرى كند